به وبلاگ سر سبز عشق خوش آمدید
اس ام اس عاشقانه از مریم حیدر زاده
ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهترین شعرهای عاشقانه مریم حیدرزاد
از دفتر شعر «مثل هیچکس»
به خاطر تو
آخر یه روز دق می کنم فقط به خاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
عشقت رو پنهون می کنی فقط به خاطر من
من دلم رو خون میکنم فقط به خاطر تو
تو گفتی عاشقی بسه
دنیا برام یه قفسه
گفتی که عشق یه عادته
دلم پر از شکایته
گفتی می خوای بری سفر
خیره شدن چشام به در
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
به من تو گفتی دیوونه فقط به خاطر من
حرفت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی
گفتی که از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی
گفتی که از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
ازم گرفتی فاصله فقط به خاطر من
دست کشیدم از هر گله فقط به خاطر تو
گفتی که از اینجا برو فقط به خاطر من
می رم به احترام تو فقط به خاطر تو
گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تو را به ساحل دیدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با ترنّمت روییدم
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
اس ام اس عاشقانه از مریم حیدر زاده
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم
ای یار نازنینم که هستی یک فرشته
فدای اون چشمون پر از امید و عشقت
همدم من تو بودی تو روزای بی کسی
توشادی و تو غصه تو عمق دلواپسی
عکس قشنگت حالا کنار من تو قاب
نوشتت ُ یادمه واسم طلای ناب
میخوام اینو قاب کنم بذارمش تو موزه
تا که همه ببینن دوستی با تو چه خوبه
هرگز یادم نمیره خوبی هایی که کردی
برای خنده من چه خنده هایی کردی
درسته که همیشه من غرق فکرام بودم
اما به جون خودم کلی خاطر خوات بودم
اگه یه روزی مد شد آهنگ بی وفایی
ولی تو فراموش نکنی لحظه آشنایی
چه نقش نازی داشتی تو قصه زندگیم
فدای اون وجودت بودی برام بهترین
آدمای بی ریا خیلی کمن تو دنیا
یا اوج آسمونن یا پشت ماه یا دریا
اما نبودی بین کهکشون و ستاره
من تو رو پیدا کردم بذار بکن محاله
تو هفت آسمونم مثل تو پیدا نمیشه
میخوام بگم پیشم بمون ولی نگو نمیشه
چرا دیگر نمی تابی
به این دریای طوفانیهوا سرد است و خورشیدم نگو در بند و زندانی
تمام این غزلها را به یمن آنکه برگردی
کنم سیراب و بعد از آن سر راه تو قربانی
نگو دریا نمی بارد که من از گریه لبریزم
و در هر قطره اشکم که میریزد ، تو پنهانی!
سفر کردند ماهی ها از این دریای یخ بسته
تو تابستان من بودی ، شدم دیگر زمستانی
تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد
خودت این را به من گفتی ولی حالا گریزانی!!!
من از هر مرغ دریایی نشانی از تو می خواهم
که می گویند عاشق شد مگر این را نمی دانی ؟!
و در آن لحظه امواجی مرا بر صخره می کوبند
تنم آهسته می سوزد در اندوه پشیمانی
به آن چشمی که می بوسی ، حسادت می کنم اما
دلم آرام می گیرد که تو خوشحال و شادمانی
دیگه میرم ...!!!

عشق يعني خون دل يعني جفا![]()
عشق يعني درد و دل يعني صفا
عشق يعني يك شهاب و يك سراب![]()
عشق يعني يك سلام و يك جواب
عشق يعني يك نگاه و يك نياز![]()
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني تا ابد فاني شدن![]()
عشق يعني عابد و زاهد شدن
عشق يعني همچو ليلا خون شدن ![]()
یا چو مجنون راهی صحرا شدن
عشق یعنی تیشه فرهاد ها ![]()
عشق یعنی عالم فریاد ها
عشق یعنی زخم کوه بیستون![]()
عشق یعنی ناله های درد و خون
عشق یعنی در جهان رسوا شدن ![]()
عشق یعنی یکه و تنها شدن
عشق یعنی التماس و انتظار![]()
عشق یعنی تا ابد با من بمان![]()
گـــل مينا گــل مينا، اي گــل هميشـــه نازم
تـو مثه خـدا ميموني واسـه قلب پــــر نيازم
رو تنت تن پوش عشقه منو ميکشي هميشه
آرزومه مــال مــن شي نگو نه نــگو نميشه
تـــو غزل بانوي عشقي تو يه حس عاشقانه
شوق شب بـو ها رو داري وقت گفتن ترانه
تو همون ترانه هستي که هميشه مي سرودم
مثل رازقي قشنگي... اي تمـوم تار و پــودم
شبي اومدي به خوابم، واسه من ترانه خوندي
دستهـــاي منو گرفتي، منو تــا خدا رســوندي
اون نـگاه بي گناهت منو مهمــون خــدا کرد
عاشقت خواهم ماند ..............................بی انکه بدانی .
دوستت خواهم داشت .........................بی انکه بگویم .
درد دل خواهم گفت ............................بی هیچ کلامی .
گوش خواهم داد ...............................بی هیچ سخنی .
در اغوشت خواهم گریست....................بی انکه حس کنی .
در تو ذوب خواهم شد .........................بی هیچ حرارتی .
این گونه شاید احساسم نمیرد
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند
ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند
گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند
عشقها را همه با دور كمر ميسنجند
خب، طبيعي است كه يك روزه به پايان برسند
عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسند

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ...
دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ...
من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ...
شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

تولدم شد بی وفا ، از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در، حالا کی بی وفاتره!
بال و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره
اینو بدون دستای من گرمی دستاتو می خواد
تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده
خدا ! به من بگو چرا خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو از کس و ناکس می گیرم
بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم
آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
می گن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه
تو ای خدا ؛ ازت می خوام دست توی دستاش بذارم
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم
بازم می گم دوست دارم ، کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون تا سر و سامون بگیره
ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم
یا سر رو شونت بزارم اسم تو رو صدا کنم
تو هم منو بزار برو اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کی و دارم دلیل رفتنت چی بود ؟!
اون که نخواست پیشم باشی ، خودش باید صبرم بده
خدا ، گرفتی عشقمو ! جواب قلبمو بده
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده
خدا ! به من بگو چرا خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو از کس و ناکس می گیرم
بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم
آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
می گن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه
تو ای خدا ؛ ازت می خوام دست توی دستاش بذارم
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم
بازم می گم دوست دارم ، کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون تا سر و سامون بگیره
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
زندگی گل پژمردی است به نام غم
زندگی موارید طلایی است به نام اشک
زندگی آینه شکسته ای است به نام قلب
زندگی و چشم وجود ی است به نام محبت
زندگی ورودی از آن سرچشمه می گیرد به نام دوستی
دلم می خواهد بانسیم سحری
بوتی از گل یاس
شاخه ای از گل مریم
سبدی از گل سرخ
همه را دسته کنم
تا بسازم سبدی از پر طاووس سپید
تا که تقدیم کنم به عزیزی که دلم می خواهد
زندگی دفتر اشعار من است
زندگی هر لحظه از خاطره است
زندگی موج هستی شهر است
زندگی هر لحظه اش شعر است
زندگی واژه ی تنهایی است
زندگی روح یک لبخند است
زندگی مفهوم یک فریاد است
دوستت دارم به اندازه ی تمام ستاره های آسمان
دوستت دارم به اندازه ی وسعت دریایی بی کرای
همه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد
تا که جان دارم بر سینه نفس می آید
بر تو و عشق توای دوست وفا خواهم کرد
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
منت عشق از نگاه پر شرارت می کشم
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم
تا نفس باقی است انتظارت می کشم
شاد باش که از شادی تو دل شادم
تا تو شادی زغم هر دو جهان آزادم
لذت زندگی من همه ی خرسندی توست
بیوفایم که وفایت برود از یادم
تو آن گلی باش که در بهار می روید
پاییزم
آن بارانی باش که درپاییز می بارد
من مسافرم
تو آن همسفر لحظه های آبی ام باش

در گلستان همه را دیدم عاشق نشدم
تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم

الهی زنده باشی ناز نینم
بخندی از لبانت گل بچینم
فقط یک آرزو دارم که آن هم
غروب چشمانت را نبینم
زندگی دفتر اشعار من است
زندگی هر لحظه اش خاطره است
زندگی هر لحظه اش پر از شعر ترانه
زندگی مفهوم یک فریاد عاشق است
من ان شمعم که خاکستر ندارم
اسیر عشقمون عاشق ندارم
فقط یک ارزو دارم که ان هم
یک عاشق تنها نبینم
اگر خنجر زنی بر من زرویت بر نمی گردم
که من دیوانه ی عشقم زخنجر بوسه می گیرم
کاش می شد با شقایق سایبان می ساختیم
کاش می شد با محبت اشیانه می ساختیم
کاش در دریای هستی قصه ها طوفان نبود
تا که با هم قایقی بی بادبانمی ساختیم
غریبه ای یه وقت نیاد ![]()
صدای عشقمو نخواد![]()
یا توی خلوت دلم ![]()
بدون دعوتی نیاد![]()
دلم میخواد نبینمش![]()
اون روزی که گریه میاد![]()
آهسته آهسته میگم![]()
کسی ازم بدش نیاد![]()
از غم و غصه نمی گم![]()
یه وقت صدایی در نیاد![]()
گفته شده شادی کنم![]()
از گریه ام هیچ نشه یاد![]()
گفتن اگه زاری کنم ![]()
می برنم زودی زیاد![]()
ای خدا زاری می کنم![]()
تا خنده رو بدی بم یاد![]()
گریه نباید بکنم![]()
تا گریه هست خنده نیاد![]()
بدون گریه نتونم![]()
به این میگن یه اعتیاد
بدون گریه داغونم
با گریه هام نفس میاد
خدا دارم تموم میشم
انگار بردی منو ز یاد
منم دارم حروم می شم
خاطره هام رفته به باد
هیچکی بهم امون نداد
جواب عشقمو نداد
آدمک رفته به باد
ندای عشقشو سر داد
اون که همش گریه می کرد
گریه هاشم نموند به یاد
گریه شده بود خنده هاش
به خنده هاش گریه می داد
این آدم غمگین ما
جز گریه هیچ نداره یاد
تو این غمو غصه ی سرد
خنده برام شده یه درد
نمی تونم خنده کنم
بهم بگین آدم بد
اونا بهونه می کنن
گریه رو بم زهرمی کنن
چرااونا نمی دونن
اینجا فقط یه مهمونن
غریبه ای یه وقت نیاد
صدای عشقمو نخواد
یا توی خلوت دلم
بدون دعوتی نیاد
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست
روزگاری عشق حرف سال بود
هر دلی دارای شور و حال بود
هیچکس از آشنایی کم نداشت
عاشقی رایج ترین منوال بود
روزهای کودکی یادش بخیر
آفتابی در تمام سال بود
من نشستم زیر شاخ لحظه ها
در کنارم زندگی سیال بود
دست بردم تا بچینم میوه ای
زندگانی آرزویی کال بود